مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
950
طب اكبرى ( فارسى )
مندفع سازد . از پنجم تا هفتم اگرچه داخل امور بدنيه است ، امّا بهر كثرت فوايد جدا گفته شد . [ 1268 ] فايده : زنى كه معتدل البدن بود و در ماه دوم و سوّم حمل او ساقط همىشود ، توان دانست كه نقر رحم يعنى فوهات عروق او كه مشابه « 1 » حمل است مملو است به مخاطه و بدان سبب ماسكه ضبط جنين نمىتواند كرد . [ علامت و علاج كثرت اسقاط ] : علامت آنچه از اسباب خارجيّه يا نفسيّه بود ظاهر است و علاج او اجتناب از آن . آنچه از اسباب بدنيه بود ، علامت او نيز باهر است [ و ] علاج [ او آن است كه ] به تعجيل در ازالهء وى كوشند به چيزهاى موافقه ؛ مثلا اگر رطوبتى باشد كه ارخاى فم رحم كند و اين از سيلان رطوبت رحم و آماس پلك و كثرت آب دهان توان دانست ، شربت بالنگو و ماء الاصول و شربت بزورى نوشند و قلايا متوبله و برنج مزعفر و دارچينى خورند و به قىء عادت كنند . و اگر حاجت آيد ، به حبها و اياره تنقيه نمايند . و دواء المسك و سنجرنيا سود دارد . و رحم به غاليه و روغن خلوق و روغن زنبق حقنه كردن مفيد است و اين معجون نفع دارد : زرنباد و درونج عقربى ، هريك دو درم ؛ مرواريد ناسفته ، كهربا و عود ، هريك سه درم ؛ اشنه و سنبل ، هريك نيم درم ، كوفته و بيخته به عسل بسرشند شربتى يك مثقال . سفوفى كه همين عمل كند : جندبيدستر ، نيم درم ؛ تخم كرفس ، باديان ، انيسون ، نانخواه ، صعتر ، انجدان و خولنجان ، هريك سه درم كوفته و بيخته يك درم استفاف [ يعنى سفوف ] نمايند . اگر بادى غليظ باشد كه در رحم متمكن شود و اين از انتفاخ عانه و زير ناف و قراقر و نفخ معده و سوء هضم و متاذى شدن از اطعمه نفّاخ توان دانست ، علاج [ او آن است كه ] جلابى از باديان و انيسون و تخم كرفس و گلنگبين بنوشند . و ماء الاصول سود دارد و غذا ، نخوداب با شيرهء خسكدانه و گوشت كبك و تيهو سازند و روغن زنبق و خيرى و ناردين بر قطن و عانه و قبل بمالند . و اين معجون سود دارد : صفت آن : زرنباد ، درونج ، حلتيت ، جندبيدستر ، مازو و طباشير ، هريك درمى ؛ زنجبيل ، دو درم ؛ مسك ، دانگى ، كوفته و بيخته با عسل آميزند و يك مثقال ميل نمايند . و شكر و نارجيل خوردن مفيد است .
--> ( 1 ) . اين تعبير غلط است و « مشابك » به معنى نگهدارندهء جنين درست است . م .